PDF نسخه کامل رمان خدای شیطنت از نویسنده نیاز احمدی ژانر عاشقانه‌، طنز، همخونه‌ای

 PDF نسخه کامل رمان خدای شیطنت

نویسنده نیاز احمدی 

ژانر رمان: عاشقانه‌، طنز، همخونه‌ای

تعداد صفحات: 1000

دانلود  آسان رمان با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش  سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری  

خلاصه رمان: 

نازنین دختر شیطون و زبون درازی که فکر می‌کنه با ازدواج کردن می‌تونه از گیر باباش در بیاد، پس با خودش شرط می‌کنه به اولین کسی که خواستگارش بود جواب بده. اون با پسر دوست مامانش ازدواج می‌کنه و برنامه داره بعد عروسی در بره، اما امین هم همین برنامه رو داره …

قسمتی از رمان خدای شیطنت

پشت میز نشستیم شروع به خوردن کردیم؛ با اینکه رو به روش بودم سرم رو اصلا بلند نمی‌کردم، ولی اون انقدر پر رو بود که بی‌حیا زل زده بود به من، طوری شد که غذا پرید گلوم. مامان و نوا شروع کردن به کمک کردن بهم… دست مامانم درد نکنه از دل و جون پشتم می‌زد، طوری که داشت روده‌هام میومد تو دهنم! با چشمای اشکی دستام رو بلند کردم که تمومش کرد، دیگه میلی به خوردن نداشتم از پشت میز بلند شدم. -اه خاله جان بخور عزیزم…. تو که هنوز چیزی نخوردی! رو به خاله گفتم: ممنون خاله دستتون درد نکنه صرف شد. به سمت بیرون رفتم. روی مبل‌های خاله نشستم دستی به شالم کشیدم؛ اعصابم اصلا رو به راه نبود،

معنی این نگاه‌ها رو نمی‌فهمیدم. حالا که داشتم یک تصمیم مهم تو زندگیم می‌گرفتم سر و کله این نگاهای مبهم بهراد پیدا شد؛ نکنه داره کاری می‌کنه که من توی تصمیم سست بشم و… با این فکر از جام بلند شدم کیفم رو روی دوشم انداختم. به ساعتم نگاه کردم چهار و ربع بود؛ خاله بازی بسه دیگه الان باز بابا میومد و ما رو تو خونه نمی‌دید بد می‌شد. داشتم فکر می‌کردم که مامان و خاله از آشپزخونه اومدن بیرون خاله رو به من گفت: کجا عزیزم چه زود شال و کلاه کردی؟ به ساعت اشاره کردم و رو به مامان زیره لبی گفتم: مادر عزیز تر از جانم بابا دیگه فکر کنم رسیده باشه بهتر نیست بریم خونه؟ مامان تا چشمش به ساعت بزرگ

خاله و اینا افتاد تازه یادش اومد چقدر دیر کردیم. -اوه… درست میگی بزار نوا و سارا ظرفا رو بشورن می‌ریم. -حالا کجا خواهر یک میوه‌ای چیزی بخوریم؛ بعد برین… مگه نمیشه؟ -نه خواهر مگه اخلاق احمد رو نمی‌دونی دنبال یک بهونست که اوقات تلخی کنه. تازه امشبم می‌خوام قضیه‌ی این خانوم رو بگم. و با چشم و ابرو به من اشاره کرد. -باید یکم برنامه چینی کنم دیگه. خاله با تموم شدن حرف مامان چشکمی زد؛ که با هم زدن زیر خنده. نوا و سارا بلاخره اومدن تا اونا هم اماده بشن یکمی طول کشید. موقعه‌ای که خواستم از در خونه خارج بشم چشمم به بهراد افتاد داشت بی‌خیال نگاهم می‌کرد؛ با یک پوزخند از خونه‌ی خاله خارج شدم …



 قیمت: 25,000 تومان  پرداخت و دانلود

#نسخه_الکترونیکی_کمک_در_کاهش_تولید_کاغذ_است. #اگر_مالک_یا_ناشر_فایل_هستید، با ثبت نام در سایت محصول را به سبدکاربری خود منتقل و درآمدفروش آن را دریافت نمایید.


برچسب ها: دانلود رمان خدای شیطنت از نویسنده نیاز احمدی کاملا رایگان پی دی اف رمان دانلود رمان PDF پی دی اف خرید آسان رمان خرید ویژه رمان های جدید دانلود فایل رمان رمان پرطرفدار رمان جدید و درخواستی رمان های به روز و جذاب رمان با قیمت نیم بهاء رمان خ
دسته بندی: کالاهای دیجیتال » رمان، شعر و داستان

تعداد مشاهده: 44 مشاهده

فرمت محصول دانلودی:.pdf

فرمت فایل اصلی: PDF

تعداد صفحات: 1000

حجم محصول:12,746 کیلوبایت